این پژوهش، ترجمۀ واژه «persecutor» به «قاتل» در توصیف علامه محمدباقر مجلسی (در ترجمه رشید یاسمی از تاریخ ادبیات ادوارد براون) را بهمثابۀ نمونهای کلاسیک از نقش تعیینکننده «قدرت بافت» در شکلدهی به دانش تاریخی بررسی میکند. با روشی تطبیقی - انتقادی نشان داده میشود که این تحریف برآمده از تقاطع سه بافت نیرومند است: ۱. بافت متنی: گزینش منابع دستدوم افراطی توسط براون (مانند تنکابنی) و تأثیر روایتهای تند (مانند نامه قزوینی) بر ذهنیت براون؛ ۲. بافت ایدئولوژیک: همسویی این روایت با گفتمانهای ناسیونالیستی باستانگرا و سکولار عصر مشروطه و پهلوی اول که ذهن مترجم (یاسمی) را شکل میداد؛ ۳. بافت دریافت: نهادینهشدن این روایت نادرست تا حدی که ترجمه صحیحتر متأخر (بهرام مقدادی با معادل «آزارگر») نتوانست بر آن غلبه کند. این پژوهش استدلال میکند که این مورد، فراتر از یک تصحیح لغوی، هشدار جدی درباره نقش ترجمه در ساختن یا تحریف حافظه تاریخی است. قدرت بافتها میتواند بر دقت متن غلبه کند و خطا را به داستانی مسلط تبدیل نماید. بنابراین تصحیح چنین تحریفهایی، مستلزم نقد همزمان متن، ترجمه و همۀ لایههای سیاقی و گفتمانی شکلدهنده به آن است. احیای معادل دقیق «آزارگر»، تنها با آگاهی از این مکانیسمهای قدرت نمادین میتواند به بازگشایی فضایی برای خوانشهای متوازنتر از تاریخ بینجامد.