این یادداشت دربارۀ دو لغت فارسی است که دلالت بر نوعی بالاپوش یا قسمتی از جامه دارد؛ یکی «بازبکند» که در متون عربی به صورت لغتی دخیل و به معنای نوعی قبا به کار رفته، و دیگری «بازافکن» که در شعر خاقانی آمده و ظاهراً بهمعنی رقعهای است که بر پشت گریبان دوخته میشده (و احتمالاً موجب عریضشدن گریبان هم میشده است). با بررسی شاهدی از کاربرد لغت «بازبکند» در دیوان ابونواس و خاصه با توجه به شرح مذکور در حاشیۀ یکی از نسخههای کهن قرن پنجمی دیوان و همچنین آثار جاحظ، نشان میدهم که این کلمه بهصورتِ «بازَبْکَنْد» تلفظ میشده، و ضبطهایی نظیر «بازیکند» و «بازْبَکَنْد» که در چاپهای امروزی معاصر از متون عربی هم آمده غلط است. این لغت دلالت دارد بر «پیراهن یا بالاپوشی دارای گریبان عریض» (و یا بهتعبیری دیگر،«پیراهن دارای بازافکن») که میان سپاهیان و برخی درباریان نیز بسیار مستعمل بوده است. نهایتاً استدلال میکنم که «بازافکن» و «بازافکند» از حیث لغوی با هم مرتبط، و هر دو از مشتقات فعل «بازافکندن» (= بازافکندن رقعه، یا پهنانداختن [گریبان]) است.