در این یادداشت به بررسی غلطی ترجمهای در دستنویس ترجمۀ تفسیر طبری به شمارۀ 22396 محفوظ در کتابخانۀ آستان قدس رضوی (حدوداً کتابت قرن هفتم ق.) پرداختهایم. در این نسخه، عبارت قرآنی «کشفنا عنهم» در آیۀ 50 سورۀ زخرف، به صورتِ نادرستِ «سنگپشت کردیم ایشان را» ترجمه شده است. به نظر میرسد که کاتبِ نسخه فعل «کشفنا» را از لغتِ فارسیِ «کَشَف» (= لاکپشت، سنگپشت) مشتق دانسته و بهجای صورت صحیحی چون «ببردیم/برداشتیم از ایشان» که در نسخههای دیگر دیده میشود، صورتِ عجیب و نادرست مذکور را در ترجمه آورده است. این نمونه را میتوان قیاس کرد با حکایات یا لطیفههایی در باب خطاهای کاتبان و قاریان قرآن که به سبب نداشتن دانش کافی در زبان عربی، بر پایۀ شباهت لفظ یا املای برخی لغات و ترکیبات قرآنی با واژههای فارسی، دچار خطاهای عجیبی شدهاند. دو نمونۀ بسیار مشهور این حکایات، یکی تغییر لفظ قرآنی «شَغَلَتنا» (= ما را بازداشت) به لفظ مهملِ «شَدُرُستنا» توسط کاتب یا قاریای است که گفته قرآن غَلَط ندارد، پس لفظ «ـغَلَتـ» (همآوایِ «غلط») در «شغلتنا» را «دُرُست» کرده و از همین حکایت، مثلِ «شدرستنا کردن» در معنای غلطکردن صحیحی به قصد تصحیح سائر شده است. دومی هم حکایت قاری یا کاتبی است که عبارت قرآنی «خر موسی» (= موسی ع افتاد) را به «خر عیسی» گردانده؛ زیرا فعل عربی «خرّ» (= افتاد) را نشناخته و آن را با نام آن چهارپا در فارسی خلط کرده و گفته پیامبری که خر داشت عیسی ع بود نه موسیع، پس لفظ آیه را نیز تغییر داده تا بهخیال خود آن را درست کند. ترجمۀ غلطِ «سنگپشت کردیم ایشان را» در دستنویس ترجمۀ تفسیر طبری نهتنها نمونهای نویافته از پدیدۀ «شدرستنا» در متون قرآنی است، بلکه شاهدی متقن است برای وجود این نوع خطاها در دستنویسهای قرآنی مکتوب به دست کاتبان ایرانی. به عبارت دیگر، حکایت «شدرستنا کردنِ» آن کاتب یا قاری گرچه ممکن است اغراقآمیز باشد، اما بهکلی دور از حقیقت نیست و اینگونه خطاها در متونِ قرآنیِ نوشتهشده به دست کاتبان ایرانی از قدیم وجود داشته است.