عادل عزازی در کتاب خود با عنوان طعون و شبهات الشیعة الإمامیة حول صحیح البخاری والرد علیها کوشیده است با نگارش زندگینامهای برای ابوجعفر ورّاق، شهرت و اعتبار او را به عنوان مؤلف کتاب شمائل البخاری به اثبات برساند. از جمله پیشفرضهای بنیادین این پژوهش، تأکید بر پیروی متن زندگینامه از قواعد ساختارمندی متون و ضرورت نقد آن بر اساس اصول نظریه ساختارگرایی ادبی است و هرگونه نارسایی در ساختار زندگینامه، تأثیر مستقیم بر تصویر پردازی عزازی از شخصیت ابوجعفر دارد. اگرچه ضعفهای ساختاری در ظاهر متن زندگینامه ابوجعفر آشکار نیستند، اما با بهرهگیری از رویکرد ساختارگرایی در نقد متون، میتوان این کاستیها را شناسایی و سپس درباره میزان موفقیت عزازی در اثبات شهرت ابوجعفر به داوری پرداخت. این مقاله، چارچوب نظری برای نقد ساختار زندگینامه ابوجعفر است. نویسنده مقاله ضمن تبیین معانی ساختار و ساختارمندی در لغت و اصطلاح، خاستگاه ساختارمندی در ذهن و زبان بشری، پیشینه ساختارگرایی بهمثابه یک رویکرد در نقد ساختار آثار ادبی، مبانی خاص خود در نقد ساختار زندگینامه ابوجعفر را تشریح کرده است تا از این طریق، منطق نقد خود را در آسیبشناسی ساختار زندگینامه ابوجعفر ورّاق در پژوهشهای بعدی پایهریزی نماید.